Archive for اوت, 2008

روز تولد من

2 شهريور ، روز تولد منه.

امروز ( امشب ) من 30 سال رو تموم می کنم و پا به 31 سالگی و به عبارتی دهه چهارم زندگيم می گذارم.

البته اگه از نظر سال ميلادی حساب کنم ، فردا هم تولدمه. آخه من متولد 24 اگوست هستم ولی در سالهايی که مسئله کبيسه پيش می آد يک روز اختلاف بين تاريخ شمسی و ميلادی نسبت به سالهای عادی وجود داره.

پس امروز و فردا تولدم مبارک . Ö

يه خاطره در مورد روز تولد:

من از اون آدمايی هستم ( بودم ) که روز تولد همه رو يادم می موند و بهشون تبريک می گفتم.

ولی دو سال پيش هيچ کس تولدم رو بهم تبريک نگفت و در واقع همه فراموش کردن.

من هم اعلام کردم از اين پس تولد همه رو فراموش می کنم و واقعا اين کار رو کردم.

خانواده و اطرافيان همه فهميدن که من ناراحت شدم و امسال يعنی همين امروز همگی جبران کردن و پيامهای تبريک بود که مرتب می اومد.

به هر حال الان هم بعد از اين کلاس که درس بدم برم خونه ببينم خانمم برام چی هديه گرفته. دل تو دلم نيست.

Advertisements

نوشتن دیدگاه

روزنوشت 31 مرداد

مدتهاست که وبلاگ رو به حال خودش رها کرده بودم و حوصله نوشتن نداشتم.

تو اين مدت حتی به ندرت توئيت کردم.

اصلا هيچی واسه نوشتن نداشتم و فقط و فقط چسبيده بودم به فليکر و فيس بوک لعنتی تا اين که فيس بوک هم الحمدلله شاکی شد و اکانتم رو ديس ايبل کرد و راحت شدم.

البته نمی دونم چرا بازم وبلاگم بازديد کننده داشته ؟

راستی توی Linkedin هم يه اکانت ( رزومه) واسه خودم درست کردم که فعلا علی الحساب دارم کاملش می کنم.

نمی دونم چرا اصلا انگيزه واسه نوشتن ندارم . کاش می شد دکتر مزيدی منو يه معاينه کنه ببينه از نظر وب 2 بيمار نيستم…

البته تو اين مدت از نظر کار اداره و برگزاری کلاس و چند تا مهمونی سنگين خيلی سرم شلوغ بوده و شايد به علت خستگی ناشی از همين فشارها بوده که اين جوری شدم.

فايرفاکس 3 هم که از بس crash کرد و با افزونه های عزيزم مشکل داشت ترکوندمش و فايرفاکس 2 رو نصب کردم ، مجدد.

يکی دو تا هم پروژه با VBA تو اين مدت نوشتم.

پي نوشت : عجب گزارشی شد!

Comments (1)